اخیراً یکی از دانشیاران مرکز تحقیقات خلیج فارس در دانشگاه قطر مقالهای با عنوان شوکهای جهانی در شکل دادن به رابطه انرژی بین خلیجفارس و آسیای مرکزی نوشته است.
او معتقد است که چشم انداز انرژی جهانی در حال تغییر مداوم می تواند روابط نزدیک تر بین کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس (GCC) و کشورهای آسیای مرکزی را ارتقا دهد. در 15 سال گذشته، مجموعهای از رویدادهای خرابکارانه بازار انرژی - را تغییر شکل داده است که از انقلاب گاز شیل شروع شده، به چهارمین تحول انرژی، سرمایهگذاری ناکافی در منابع نفت و گاز، کووید-19، جنگ اوکراین و اخیراً بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید در سال 2025 سرعت بخشیده است.
این تأثیرات در هم تنیده ساختار بازار جهانی انرژی را تغییر داده و منجر به نوسانات بازار شده و منجر به چندین روند تعیین کننده جدید شده است. عدم قطعیت به یک مشکل سیستماتیک تبدیل شده است و توانایی پیش بینی پویایی بازار را تضعیف می کند. جریان سنتی تجارت دستخوش تغییر شده است: روسیه صادرات انرژی خود را به آسیا و خاورمیانه منتقل کرده است، در حالی که خروج تدریجی اتحادیه اروپا از هیدروکربن ها و تغییر ایالات متحده به سمت صادرات انرژی رقابت را در بازار آسیا تشدید کرده است.
در عین حال، بی ثباتی سیاسی و اقتصادی جهانی کاهش سوخت های فسیلی را کند کرده است، اما توسعه انرژی های تجدیدپذیر را سرعت بخشیده است. یکی از نیروهای اصلی که این تحول را هدایت می کند، چین است. پکن دیگر یک شرکت کننده منفعل نیست، بلکه به واردکننده اصلی منابع نفت و گاز در منطقه خلیج فارس و پیشرو در صادرات فناوری انرژی های تجدیدپذیر جهانی تبدیل شده است.
کشورهای حوزه خلیج فارس یک استراتژی دوگانه را برای مقابله با آشفتگی در بازار انرژی اتخاذ کرده اند: حفاظت از درآمدهای نفت و گاز و در عین حال ترویج تحول سبز. از نظر دفاعی، کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس در تلاش هستند تا بازار را از طریق اوپک+ تثبیت کنند و ظرفیت صادرات را با بهبود کارایی، مانند جایگزینی استفاده از نفت داخلی با گاز طبیعی، به حداکثر برسانند. نیروگاه های سیکل ترکیبی و نیروگاه های برق آبی.
به دلیل تحریمهای بینالمللی، ایران از برنامهریزی حملونقل منطقهای مستثنی شده است و مانع از اتصال جامعتر بین آسیای مرکزی و منطقه خلیج فارس شده است. در کشورهای آسیای مرکزی، موانع قانونی و نظارتی متعددی وجود دارد، از جمله چارچوبهای ناسازگار و ضعف حاکمیت قانون، که مانع سرمایهگذاری بلندمدت خارجی{1}}میشود.
با این وجود، همگرایی تجدید ساختار چشم انداز انرژی جهانی و جاه طلبی های منطقه ای، دریچه ای از فرصت را برای تقویت همکاری انرژی بین منطقه خلیج فارس و آسیای مرکزی باز کرده است. این دو منطقه از نظر منابع غنی هستند و به دنبال تنوع اقتصادی در شرایط تلاطم اقتصادی جهانی هستند. همکاری نزدیک فزاینده بین دو طرف حوزههایی مانند سرمایهگذاری، لجستیک، هماهنگی سیاستها و تبادل دانش را در بر میگیرد که پایه و اساس ساخت یک کریدور انرژی بالقوه اوراسیا را ایجاد میکند.
با این حال، تبدیل این پتانسیل به یک اتحاد پایدار نیاز به سرمایه گذاری پایدار، زیرساخت های بهبود یافته، یک سیستم حقوقی هماهنگ و مانورهای ژئوپلیتیکی محتاطانه دارد. در صورت موفقیت، این مشارکت چشمانداز انرژی قاره اوراسیا را تغییر میدهد و این دو منطقه را محکمتر در نظم جهانی انرژی تثبیت میکند.




