تا به امروز، بحث پیرامون توافق نامه انرژی ایالات متحده{0}}اتحادیه اروپا بی وقفه ادامه دارد. برخی تحلیلگران بر این باورند که این قرارداد سه ساله 750 میلیارد دلاری انرژی، اگرچه به ظاهر یک چارچوب همکاری بزرگ است، اما در واقعیت به طور جدی با واقعیت های بازار ارتباط ندارد و در نهایت می تواند در باتلاق فرو رود.
اول، ارقام وعده داده شده اتحادیه اروپا در تجارت انرژی در برابر بررسی بازار مقاومت نمی کند.
تعهد اتحادیه اروپا برای خرید سالانه 250 میلیارد دلار محصولات انرژی ایالات متحده طی سه سال، از هیچ منظری غیرقابل دفاع است. بر اساس دادههای موجود انرژی اتحادیه اروپا و ویژگیهای ساختاری، طبق گزارش یورواستات، واردات انرژی اتحادیه اروپا در سال 2024 به 433 میلیارد دلار خواهد رسید، با واردات انرژی ایالات متحده در مجموع کمتر از 80 میلیارد دلار، کمتر از یک-سوم هدف سالانه تحت توافقنامه جدید. تصور اینکه اتحادیه اروپا چگونه می تواند به افزایش چشمگیر واردات انرژی آمریکا دست یابد، دشوار است.
دوم، ظرفیت تامین انرژی ایالات متحده توسط تنگناهای ساختاری محدود شده است.
با نگاهی به ظرفیت تولید LNG، محصول صادرات انرژی اولیه ایالات متحده، آمارها نشان می دهد که صادرات آن به 11.9 میلیارد فوت مکعب در روز (Bcf/d) در سال 2024 خواهد رسید. حتی اگر پروژه های برنامه ریزی شده مانند Plaquemines LNG و Golden Pass LNG به طور کامل عملیاتی شوند، 5.3 میلیارد فوت مکعب در روز اضافی از مجموع ظرفیت صادرات اتحادیه اروپا تقریباً 5 درصد افزایش می یابد. تقاضا، که چندین برابر بیشتر است.
در نهایت، کاستی در زیرساخت های حمل و نقل انرژی، بحران عرضه را تشدید می کند.
ایالات متحده در حال حاضر تنها شش پایانه عملیاتی صادرات LNG دارد که همگی در ساحل خلیج متمرکز هستند و تقریباً با ظرفیت کامل کار می کنند. جهان فقط حدود 700 حامل LNG مورد نیاز برای حمل و نقل بین اقیانوسی دارد و 70٪ از آنها در اجاره های بلندمدت قفل شده اند.
بر اساس برآوردهای معتبر صنعت، برای برآورده کردن نیازهای حمل و نقل انرژی در توافقنامه ایالات متحده{0}} اتحادیه اروپا، جهان باید بیش از 200 حامل LNG اضافه کند. با این حال، چرخه ساخت هر کشتی تا سه سال طول می کشد، که باعث می شود شکاف ظرفیت حمل و نقل در کوتاه مدت تا میان مدت پر شود.




